I asked god to take away my habit
God said : no it is not for me to take away, but for you to give it up
از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی
I asked god to make my handicapped child whole
God said : no, body is only temporary
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد
خدا فرمود : لازم نیست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است
I asked god to give me happiness
God said : I give you blessings happiness is up to you
گفتم مرا خوشبخت کن
خدا فرمود : نعمت از من، خوشبخت شدن از تو
I asked god to make my spirit grow
God said : no, You must grow on your own but
i will prune you to make you fruitful
از او خواستم روحم را رشد دهد
خدا فرمود : نه تو خودت باید رشد کنی،
من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی
I asked god for all things that i might enjoy life
God said : I will give you life, so that you may enjoy all things
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم
خدا فرمود : برای این کار من به تو زندگی داده ام
I asked god to help me love others as much as he loves me
God said : Ahah, finally you have the ide
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم
خدا فرمود : آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد
10 دقیقه بعد : 10 قاشق چایخوری شکر وارد بدنتان میشود. میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمیشوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی میگیرد و شیرینیاش را خنثی میکند.
20 دقیقه بعد : قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یک جای انسولین میشود. کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
40 دقیقه بعد : حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمکهای چشمتان گشاد میشود، فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها میکند. گیرندههای آدنوزین مغز حالا بلوک میشوند تا از احساس خوابآلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد : ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد میکنند، تحریک میشوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی میشود.
60 دقیقه بعد : اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی میچسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند. میزان بالای قند خون و شیرینکنندههای مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث میشوند.
مدتی بعد : کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل میشود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع میشود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیتها نیز از دست میرود.
مدتی بعدتر : کمکم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش میکند و نوبت به افت قند میرسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریکپذیر میشوید یا خیلی کرخت و بیحال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کردهاید؛ آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید.
مضرات نوشابه هاي رژيمي :

در نوشابه هاي رژيمي به جاي شكر از شيرين كننده هاي مصنوعي عمدتاً آسپارتام استفاده ميكنند كه خود اين ماده، اشتهاآور است و مي تواند باعث سردرد، سرگيجه و كاهش حافظه شود. مصرف بيش از اندازه آسپارتام خالي از عارضه نيست. تومور مغزي، نقص عضو جنين و بروز حمله هاي صرع بعضي از اين عوارض هستند.
مصرف مداوم نوشابه به علت بالا بودن اسيد فسفريك آن باعث پوكي استخوان و پوسيدگي دندانها ميشود. همچنين خوردن نوشابه باعث چاقي و افزايش وزن ميشود. همچنين باعث توليد انسولين زياد در بدن ميگردد كه فرد را يك قدم براي ابتلا به ديابت نزديك ميكند. قند موجود در يك بطري نوشابه گازدار برابر با دو بسته شكلات است.
نوشابه خورترین ملت جهان كدامند ؟!

سرانه مصرف نوشابههای گازدار در ایران ۴۲ ليتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک میرسیم که ما در سرانه مصرف نوشابههاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کردهایم !!! برای این که بیشتر تعجب كنيد، بد نیست بدانید که :
ميانگين مصرف نوشابههاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.
در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵ درصد رشد داشته است.
در طی همين بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.
سرانه مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.
طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كردهاند.
25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوء تغذيه دست به گریبانند.
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
همخوانی گنجشک ها را می شنیدم
مثل اذان با گوش جانم آشنا بود
همخوانی گنجشک ها بی شک دعا بود
انگار می گفتند: "اللهمَّ پرواز!
لبّیک یا بیت الغزل! لبّیک یا راز!"
من با وضو بودم دلم سجاده کم داشت
قلبم مسافر بود... تنها جاده کم داشت
من با وضو بودم دلم سجاده کم داشت
قلبم مسافر بود... تنها جاده کم داشت
من با وضو بودم پیِ اعجاز بودم
با رحل و قرآن راهی پرواز بودم
... نبض امیدِ آسمان ها تندتر زد
گنجشکِ قلبم از سر سجاده پر زد
از دور، گلبانگ اذان را تا شنیدم،
مثل اذان تا کهکشان ها پر کشیدم
دیدم زمین را بر مدارِ عشقبازی
چون مهره ی تسبیح های جانمازی
... خورشید را در ذکرِ "یا خورشید!" دیدم
امید را از غیر، ناامید دیدم
دیدم کویر و کوه را در روزه داری
همپای استغنای دریا و صَحاری
آفاق را دیدم صُحاری نوشِ انفس
مغروق بحر فیض و در حال تنفّس
در قاب سقاخانه ی شب، شمع مهتاب
ذکر نسیم و سجده ی طولانی آب
خون شهیدان گلبرگ شقایق
قرآن تلاوت کردن قرآن ناطق
دیدم جهان را در هوایت مست و بی صبر
در آسمان هایش وضوی دائم ابر
دیدم تو را در روح ناآرام امواج
در هفتمین تکبیرة الاحرام امواج
دیدم تو را در طالع پیچان افلاک
... دیدم تو را... آری تو را ای مطلق! ای پاک!
ای ربّنای ربّناهای قنوتم!
ای بغض ناپیدای فریاد سکوتم!
ای بهترین تاویل بی تکرار قرآن!
"جنّات تجری تحتهاالانهار" قرآن!
ای سجده ی هر رکعت از چشم انتظاری!
ای شوق معصومانه ی در اشک، جاری!
گم گشته ات هستم... صدای پای من شو
خون محیّ الدینی رگ های من شو
من قطره ای اشکم... بیا دریای من باش
یکسانیِ غم ها و شادی های من باش
تا گریه را دردی نشاط آور بگیرم
تا آسمانِ آسمانت پر بگیرم
آخر تو آهنگ دعا را می شناسی
فرق من و گنجشک ها را می شناسی...
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
طراحی خودرو، یکی از مهم ترین و حیاتی ترین مراحل اولیه از تولید یک خودرو به شمار می آید که گاهی کار ساده ای به نظر می آید، این در حالی است که طراحی تا ساخت یک مدل پروتوتایپ، و در نهایت عرضه یک محصول جدید کاری گروهی است که تخصص های خاص و پیچیده ای را طلب می کند و ارائه محصول نهایی، بسته به مسائل مختلف و امکانات نرم افزاری و سخت افزاری گروه طراحی، همچنین چیره دستی اعضای گروه، زمانی در حدود دو تا پنج سال را طلب می کند و چه بسا یک خودرو تا عرضه نهایی، چندین بار مورد بازنگری و طراحی مجدد قرار گیرد.
در اينجا تصاويري از مراحل اوليه طراحي و مدل سازي كه شامل طراحي داخلي و خارجي (بدنه) اتومبيل BMW سري هفت را از آغاز تا پايان ملاحظه خواهيد نمود...


















نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
و خداوند عشق را آفرید !

روز اول: در ابتدا خداوند آسمانها و زمین را آفرید
ـ نمی تونم بدون تو زندگی کنم. بهت عادت کردم. وقتی نیستی احساس می کنم یه چیزی کمه. شبها خوابم نمی بره ... همه اش یاد تو هستم ... نمی تونم حتی یک لحظه ازت دور شم. قول بده، قول بده که همیشه باهام بمونی. قول می دم همیشه باهات بمونم.
روز دوم: و خداوند آسمانها و زمین را از هم جدا ساخت
ـ من خوشبخت ترین آدم روی زمین هستم ... به این میگن زندگی! عزیزم من سعی می کنم زندگی برات درست کنم که لیاقتش رو داشته باشی. البته لیاقت تو خیلی بیشتر از اینهاست ... هنوز هم نمی دونم چطور آدمی مثل من رو قبول کردی. اما مطمئن باش پشيمون نمی شی. با بابام صحبت کردم، قرار شد خرج عروسی رو بده. پول پیش خونه رو هم ازش می گیرم. نگران نباش از پسش برمیاد ... وای که چقدر دوستت دارم!
روز سوم: و خداوند روی زمین نباتات رویانيد
ـ عزیزم نمکدون رو بهم می دی؟ آره داشتم می گفتم. امروز سرکار رئیسم بهم گفت قراره ماموریت کیش رو بدن به من. خیلی عالی میشه. می دونی که همیشه آرزو داشتم اینکار رو بکنم. ماموریت یه دو هفته ای طول می کشه. الان هوای کیش خیلی خوبه. از این ماموریت که برگردم موقعیت شغلی ام بهتر میشه؛ حتی ممکنه ترفیع بگیرم. باید خودمو نشون بدم. راستی چی می گفتی؟
روز چهارم: و خداوند آسمان را به نور نیرها روشن ساخت
ـ وای چه بچه شیرینی. عین خودمه نه؟ چشاش که به خودم رفته، دهنش هم شبیه خودمه. وقتی اخم می کنه می شه خود خودم. قربونت برم. بگو بابا! بگو بابا! وای دیدی خندید؟ عزیز دل بابا خندید! چه ماهه پسرم! اِ ... چه بوئی می دی ... خودتو کثیف کردی؟ ای بابا ... برو یه دقه بغل مامانت ببینم بابا کار داره ... راستی واسه چی بریم بیرون؟ هوا کثیفه واسه بچه ضرر داره. یه کیک می گیرم همین خونه جشن می گیریم. راستی مگه تولدت ماه آینده نیست؟ نیست؟!
روز پنجم: و خداوند زمین و آسمان را به انبوه جانوران پر کرد
ـ بیا اینم خرجی این ماه. من شب دیر میام خونه. کار دارم. بعدش شاید برم پیش دوستم ... می دونی که تصادف کرده و بیمارستانه. شما شامتون رو بخورین. منم بیرون یه چیزی می خورم. راستی اینم رضایت نامه واسه اين كه برای مدرسه خواسته بود. حالا کجا می خوان ببرنشون؟ والله ما مدرسه می رفتیم از این خبرها نبود! هر هفته گردش، هر هفته اردو، هر هفته سفر علمی! درسمون هم خیلی بهتر از اینا بود ... راستی واسه اون جاروبرقی که گفته بودی این برج پول نداریم ... باید ماشین رو ببرم تعمیرگاه ... بازم خرج بالا آورده! اَه چقدره این بچه ونگ می زنه. بابا اینقدر آتیش نسوزون. صدای اون بچه رو هم در نیار!!!
روز ششم: و خداوند آدم را بصورت خویش آفرید
ـ خانم این پسره چی می گه؟ ماشینو می خواد! بچه تو دهنت هنوز بو شیر میده! می خوای با دوستات بری شمال؟ معلوم نیست چه گندی بالا میارین. میرین خودتونو به کشتن می دین. نخیر لازم نکرده. هر وقت دستت تو جیب خودت رفت از این غلطا بکن. والله من سن تو بودم یه خونه رو خرجی می دادم. اینه ها این مادرت شاهده ... راست راست واسه خودش میگرده دو قورت و نیمش هم باقیه! من اینجوری حرف می زدم والله بابام همچی می کوبید تو دهنم. تازه ما اهل این قرتی بازیا نبودیم. من از همون موقع دستم می رفت تو جیب خودم. خرج همه چیم رو خودم می دادم. بابام اصلا نفهمید من چطور بزرگ شدم ...
روز هفتم: و خدا همه چیز را دید که نیکوست. پس از کار خود فارغ شد
ـ آخی. وقتی وا میستم انگاری کمرم می خواد بشکنه. چند دفعه بگم منو تو این صف گوشت و مرغ نفرست. این پسره که اومده بده بهش بره بخره. حالا چائیت به راهه؟ آی دستت درد نکنه. زنده باشی! ناهار چی گذاشتی؟ فسنجون؟ نکنه دوباره این پسره با ایل و تبارش می خوان بیان؟ ای بابا ... اینا که همین پریروز اینجا بودن. چه خبره هی میاد هی میره. با اون پسره آتیش پاره اش. اون روزی نزدیک بود ساعت عتیقه ام رو بندازه بشکنه ... آخر عمری هم نمی ذارن آدم آرامش داشته باشه. گفتیم بازنشسته می شیم یه نفسی می کشیم ...اینم به ما ندیدن. خونه شده کاروانسرا. این میره، اون میاد. آخه اینم شد زندگی؟
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
و من می گویم هنوز به یاد درخت های توی خیابان هستم به یادشان هستم وقتی که عادت کرده اند سر جایشان بایستند و ماشین های آدم ها را نگاه کنند و پر از دود شوند و گاهی به پرنده ها لانه دهند هنوز به یاد رفتگر ها هستم، رفتگرهای شهرداری که با جاروهایشان شهر را جارو می کنند و صبح های خیلی زود همراه با خورشید بیدار می شوند و شب ها جاروهایشان را به ماه می دهند تا پر از نور شوند! و شهر را خیلی تمیز می کنند و ما آدم ها روی این کره خاکی با اکسیژن زنده هستیم و هنوز به یاد کاج ها ی دودی و رفتگرهای مهربان هستیم و با خودمان می گوییم : «هنوز به یادتان هستیم.»

نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. در خانوادهای کم درآمد زاده شده بود.
میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
مردی ناشناس که مشخصن به روحانیت زمان خودش، احترام خاصی میگذاشت.
جنگ شد با دوستانش به جبهه رفت
( چقدر از دور شبیه شهید همت بود)
در یک روز عادی که در خواب بود،
کسی صدایاش کرد و او با روی خوش، از خواب بیدار شد.

صبحانهاش را خورد،

و کفش هایاش را پوشید که به مسجد محل برود.
سر نماز بود که کسی او را صدا زد.
گفت : الان میآیم و سریعا از مسجد بیرون آمد و کفشهایش را پوشید.
با لبخند همیشهگی پرسید: چه کسی ممکن است با من کار داشته باشد؟
گفتند: باید بروی و خودت را در رادیو تلویزیون به مردم معرفی کنی.
گفت : هنوز زود است. ببین هنوز ساعت هشت صبح هم نیست!
چون کسی او را نمیشناخت، مجبور شد وقتی برسد، خودش را با صدای بلند معرفی کند .
وقتی او را شناختند، او را بردند پیش آقای حیاتی.
و کمی که گذشت، توانست با ضرغامی هم دیدار کندو طبق معمول با شوخی و خنده او را سر ذوق بیاورد.
قرار شده بود که رییس جمهور شود و مشت محکمی به دهان یاوهگویان شرق و غرب و مخصوصاً ... بزند.
او در دو مرحله مشتهایش را گره کرد.
برای اولین بار که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران قرار گرفت، کمی جو گیر شده بود.
و حرکات ضد فرهنگی میکرد و علامت گروه متال را به مردم نشان میداد!
مردم از این ساده گی او لذت میبردند و به چشم آدمی ساده دل نگاه می کردند.
گاهی ابراز احساسات شدیدی می کرد!!!.
و گاهی در هجوم ابراز احساسات مردم، کارش به جاهای باریک میکشید!

از خدا کمک خواست و
شناسنامهاش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا رای بدهد.
راه خود را پیدا کرده بود
فقط کافی بود او دوباره کفشهایاش را به پا کند
و لباس رزم بپوشد
و از قویترین مردان جهان کمک بگیرد
تا بتواند به پشتوانهی رای مردم
و محبوبیت
و کمک «هوگو»ی خوبش،

راه امامش را ادامه دهد.
البته در این راه، دعای معلم کلاس اولش هم، بسیار کارساز بود.
تواناییها و تکنیکهای خودش نیز به کمکش آمدند
تا با نیرویی الهی و غیبی

حرکت کند

و شیوخ کوچک منطقه را در تسلط قدرت بگیرد .
او چهرههای دوست داشتنی فراوانی دارد.

گاهی رفتگر شهرداری ست،

گاهی یک بلوچ
گاهی یک لرستانی غیور

گاهی یک تاجیک شش آتشه

گاهی یک روستایی شاد

گاهی یک عرب تمام عیار
و گاهی نمی داند که دیگر کیست؟
اما همیشه کفش های آهنینش را به پا دارد
و با اتکا به خدا در هرجایی
ولو در خانه خدا
برای رسیدن به حق مسلم مردمش، دلسوزی می کند.

از هرچی بگزریم ریئس جمهور خیلی خیلی ماه دوست داشتنی و جوون پستند همچون افتاب جوونی داریم هرجاهستی در هر زمان خدا پشت و پناهد
Ref:jahannews
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |

عاقلانه ترين کلمه "احتياط " است
حواست را جمع کن
دست و پا گير ترين کلمه "محدوديت" است
اجازه نده مانع پيشرفتت شود
سخت ترين کلمه "غير ممکن" است
اصلا وجود ندارد
مخرب ترين کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش
تاريک ترين کلمه "نادانی" است
آن را با نور علم روشن کن
کشنده ترين کلمه "اضطراب" است
آن را ناديده بگير
صبور ترين کلمه "انتظار" است
هميشه منتظرش بمان
با ارزش ترين کلمه "بخشش" است
سعی خود را بکن
قشنگ ترين کلمه "خوشرويی" است
راز زيبايی در آن نهفته
سازنده ترين کلمه "گذشت" است
آن را تمرين کن
پرمعنی ترين کلمه "ما" است
آن را به کار ببر
عميق ترين کلمه "عشق" است
به آن ارج بده
بی رحم ترين کلمه "تنفر" است
با آن بازی نکن
خودخواهانه ترين کلمه "من" است
از آن حذر کن
نا پايدارترين کلمه "خشم" است
آن را در خود فرو بر
بازدارنده ترين کلمه "ترس" است
با آن مقابله کن
با نشاط ترين کلمه "کار" است
به آن بپرداز
پوچ ترين کلمه"طمع " است
آن را در خود بکش
سازنده ترين کلمه "صبر" است
برای داشتنش دعا کن
روشن ترين کلمه "اميد" است
هميشه به آينده اميدوار باش
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
102- دليل راه ندادن افغانها در فوتبال: "هر جا خط كشي ميبينن شروع ميكنن به كندن
101- مثبت اندیشی یعنی اگه یه گنجشک روی سرت خرابکاری کرد خوشحال باشی از اینکه گاوا پرواز نمی کنن
100- ميدوني چرا به تو دل بستم ؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو اصلا حرف نداري
99- از تركه ميپرسن: قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهتون آدرس دادن؟
98- توي دنيا عاشقا چه بي کسن / عاشقا عاقبتش خارو خسن / اينارو گفتم بهت تا بدوني / عاشقي خيلي خطر ناکه حسن
97- بخشي از يك شاهكار ادبي لري: يكي بيد يكي نبيد. 3تا درخت بيد كه 2تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد. اوني كه بيد نبيد وسط اون دو تا كه بيد بيد بيد
96- تهرانيه مي خواسته بلوف بزنه به ابادانيه ميگه ما سگمون وقتي مياد خونه در ميزنه...ابادانيه ميگه ولک يعني سگتون کليد نداره
ادامه مطلب یادت نره هان .......>
ادامه مطلب
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام
رها نكن دل مرا بيا كه دل شكسته ام
اللهم عجل لوليك الفرج
(7117***935)
در تمناي نگاهت بي قرارم تا بيايي!
من ظهور لحظه ها را مي شمارم تا بيايي!
(8807***918)
بي تو گرفته هر دل حساس برگرد
بي رنگ و بو شد شاخه هاي ياس برگرد
من از همه پرسيده ام، پس خانه ات كو؟
آقاي من جان عمو عباس برگرد (قاصدك)
اگر آن گل به تنهايي نمايد جلوه در گلشن
شود بر مدعي روشن كه از يك گل بهار آيد (وفا)
زائري بارانيم آقا به دادم مي رسي؟
بي پناهم، خسته ام، تنها به دادم مي رسي
من دخيل التماست را به چشمم بسته ام
اي عزيز فاطمه آيا به دادم مي رسي؟
التماس دعا (5893***935)
عشق (مهدي) يعني شب نشيني با خدا
گفتگو با ناله اما بي صدا
عشق پرتاب گلي از سوي دوستي
دوستي بهتر از (مهدي) چه بود
هر كجا باشم دلم همراه اوست
آنقدر در كشتي عشقش نشينم همچو نوح
يا به ساحل مي رسم يا غرق دريايش مي شوم.
(6908***918)
دل من هر نفس در عشق او جان مي سپارد
مپندارد كسي ليلاي من مجنون ندارد.
(2732***936)
پيامك هاتون رو به اين شماره بزنيد منم ثبت مي كنم فقط قشنگاااااا
09366776572
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
![]()
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكيبا باشيد
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنيد












نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
شصت و پنجمين بازي تيم هاي استقلال و پرسپوليس با بيست و نهمين تساوي دو تيم به پايان رسيد.
پس از تساوي نيمه اول دو تيم ، استقلال نيمه دوم را با يک تغيير در خط مياني آغاز کرد و مهدي اميرآبادي جايگزين هاشم بيگ زاده شد. در مقابل، پرسپوليس بدون تغيير نيمه دوم را آغاز کرد .
![]() ![]() ![]() ![]() |
ديدار تيمهاي استقلال و پرسوليس عليرغم اينكه نتيجه تكراري تساوي به همراه داشت اما، با حاشيههاي جالبي در نيمه دوم همراه شد. در دقيقه ۷۲ زماني كه بازي به دليل مصدوميت وحيد طالبلو قطع شده بود، ورود يك تماشاگر به درون زمين نظم ورزشگاه را مختل كرد. پس از آنكه اين تماشاگر توسط ماموران انتظامي به بيرون از زمين انتقال يافت، گروهي از تماشاگران پرسپوليس با ماموران انتظامي درگير شدند، ضمن آنكه نيروهاي ويژه پليس نيز در اطراف زمين مستقر شدند.













امير قلعهنويي و افشين قطبي نيز تا پايان بازي به صورت ايستاده و از نزديكترين فاصله به زمين بازي را نظاره ميكردند.تعدادي از صندليهاي ورزشگاه آزادي توسط تماشاگران به درون زمين پرتاب شد.در لحظاتي از بازي تماشاگران پرسپوليس به شدت شروع به تشويق تيم خود كردند كه در اين لحظه علي عليزاده و سياوش اكبرپور از روي نيمكت به طرف سكوهاي تماشاگران رفته و خواستار تشويق استقلال از سوي هواداران اين تيم شدند.

با تشكر از : خبرگزاري فارس و مهرنيوز
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
1381- وقتی همه جا برف و يخه ليز خوردن 1 بهونست تا دستهاي رو که دوست داری محکمتر بگيری!(4435-0935)
1382- امام محمد باقر (ع) راه رسیدن به کمال را در دو شرط بیان من کند : 1 شناخت عمیق دین 2 صبر در مصیبت ها (3285-0935)
1383- تيک تک ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستيها هيچ وقت نمي ميرند (5651-0914)
1384- امروز از صبح قلبم درد ميکرد،شايد تپل شدی جات تنگ شده...!؛-) (5940-0912)
1385- Love is not only made for lovers; its also for friends who like each other better than lovers (8125-0912)
1386- بينمون اگه خط آهن باشه#######،يه عالمه کوه باشه ^^^^^^،يه دنيا راه باشه ، ميونه ما نميتونن فاصله بندازن چون تو در قلبه منی(4435-0935)
1387- در راه زندگی،با اين همه تلاش و تمنا و تشنگی،با اينکه ناله ميکشم از دل که:آب....آب،ديگر فريب هم راه به سرابم نميدهد (8878-0912)
1388- خداي اطلسيها با تو باشد،پناه بی کسيها با تو باشد،تمام لحظه های خوب يک عمر،بجز دلواپسيها با تو باشد (6642-0912)
1389- مهم نيست که قشنگ باشی، قشنگ اينه که مهم باشی حتی براي يه نفر...(6094-0915)
1390- دوستاي خوب مثل ستارهاي آسمونند حتی اگه نبينيشون خيالت راحته که هستن. (6642-0912)
پيامك هاتون رو به اين شماره بزنيد 09366776572
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
|
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
انواع ویتامین های عشق
ویتامین B1 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : به همسرتان توجه کنید

به پاهای عضلانی، به سینۀ فراخ و مردانه اش، به لبخند زیبایش، به شانه های پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صدای پرطنین اش و به طور کلی به هر ویژگی و صفتی که از او مرد می سازد، توجه کنید. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود و آنها تشنه ي تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر با قدرت و خوبی دارید و از اینکه شوهر شماست چقدر خوشحالید و چقدر خوش اقبالید. به شوهرتان بگویید او را در همین گونه که هست، دوست دارید و دیگر اینکه او را در دنیا با هیچ مرد دیگری حاضر نیستید عوض کنید.
ویتامین A1 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : همسرتان را با زنان دیگر مقایسه نکنید

هیچ موقع خانمتان را با زني دیگر، بویژه مادرتان، زن سابقتان یا نامزد قبلی تان مقایسه نکنید. هرگز دربارۀ سایر روابطی که قبلا احتمالا داشته اید، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنید. با این اعمال شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود.
به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسر قبلی تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن برای او خیلی سخت است. او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل كرده، و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانائیهای خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست. بدانید که اگر به هر کس آزادی بدهید که خودش باشد او بهترین فرد می گردد.
ویتامین B2 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می دهد تحسین کنید

به طور مثال اگر او اتومبیل را تعمیر می کند به او بگویید چقدر خوش اقبالید که همسری را دارید که از استعداد و تواناییهای مکانیکی تا این حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازی می کند، به او بگویید بچه ها چقدر خوشبختند که پدری چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگویید چقدر عالی است که مردی با هیکل متناسب دارید و به ورزش کردن اهمیت می دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگویید در رؤیاهایتان هم نمی گنجید شیوۀ زندگی را که او برایتان فراهم آورده است داشته باشید.
ویتامین A2 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید

زنها از شما مردها می خواهند، عشق خودتان را به گونه ای محسوس و مملوس نشان دهید. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون: "تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد."هدیه هایی که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقدیم کنند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات (کاکائو های تخته ای)، تلفن موبایل، ساعت مچی و اگر خیلی پولدارید ماشین های مدل بالا!.... اگر امکان پیچیدن هدیه نيز وجود دارد، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.
خانمها دوست دارند خودشان بسته بندی ها را باز کنند. گرفتن هدیه، به زنها احساس با ارزش بودن می دهد و عدم دریافت هدیه، این پیام را برای زن تداعی می کند که شما برای او هیچ ارزشی قائل نیستید و به او توجهي ندارید و در یک کلام، دوستش ندارید. در مشاوره های خصوصی مان زمانی که با مراجعان صحبت می کنیم و می گوییم که این تکنیکها را به کار برید، خانمها می گویند که خیلی دوست داریم دقیقاً شوهرمان این کارها را برایمان انجام دهد ولی شوهرمان می گوید این مسخره بازیها و این بچه بازیها دیگر چیست؟ پس این لباسهایی که پوشیده اید چه کسی برایت خریده است؟ یا خرج خانه را چه کسی می کند؟ آقایان، قبول داریم که به طور غیرمستقیم برای خانمتان خرج می کنید ولی وقتی که او خودش اشاره کند که به چه چیزهایی نیاز دارم و با هم بروید بخرید این روش او را دچار هیجان نمی کند. شما زمانی می توانید او را غافلگیر کنید که خودتان بدون اطلاع او، برایش هدیه های مختلف بخرید و در مواقعی که انتظارش را ندارد به او تقدیم کنید. بعضی از مراجعان مرد نیز می گفتند که این روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگی زناشویی فرصتی برای اجرای این تکنیکها و مسخره بازیها نمی گذارد! ولی ما به شما آقایان می گوییم که این کتاب را دقیقاً برای شماها که فکر می کنید زندگی چیز دیگری است نوشته ایم، زیرا اگر این روشها را به کار نبرید یا مرتباً باید ناله ها و شکوه های همسرتان را بشنوید و یا اینکه خودتان تاوان هزاران مسئله ای را که بعداً برایتان پیش می آید را بپردازید!
ویتامین B3 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : حمامی گرم و نرم برایش آماده کنید

حمام را تمیز و آماده کنید. حوله ي تمیز، صابون خوشبو و شامپوهای عالی تهیه کنید، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنید. از او تقاضا کنید که استحمامی دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشیدنیهای خوش طعم و موردعلاقه اش پذیرایی کنید.
ویتامین A3 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : زنان نیاز به صحبت کردن دارند

شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی٢٠ دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.
وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکرۀ نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربارۀ آن نگرانم، با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."
ویتامین B5 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : همسرتان را بابت آنچه می گويد تمجید کنید

به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوندۀ خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیوۀ مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایسه ي او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!
ویتامین A5 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : شام بخرید و به خانه بیاورید

یکی از روشهایی که می توانید خانمتان را غافلگیر کنید این است که بعضی از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتید به همسرتان تلفن بزنید و پس از خوش و بش کردن با وی، بگوئید: عزیزم نگران تهیه شام نباش، زیرا من موقع برگشت شام می خرم و به خانه می آورم.
ویتامین B6 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : با کاغذهای پشت چسب دار حرف خود را بزنید

این نوع کاغذهای کوچک پشت چسب دار را می توانید از فروشگاههای بزرگ یا مغازه های لوازم تحریری خریداری کنید. سپس یادداشتهای خود را در جاهایی که اصلاً احتمالش را نمی دهد بچسبانید، به طوری که وقتی صبح آمادۀ رفتن به محل کارش می شود ببینید. به طور مثال این نوشته ها را می توانید بر روی کیف دستی او، بر روی داشبرد اتومبیلش و یا روی درب یخچال و فریزر بچسبانید و در همه ي آنها بنویسید که به نظرتان او چقدر عالی و قدرتمند و دوست داشتنی است و چقدر از اینکه همسر او هستید احساس خوشحالی و شادمانی دارید و در نهايت چقدر او را دوستش داريد.
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنوم و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارم.
سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت لانه ای کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟
چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد و فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی,باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا ماند بود.
خدا گفت که چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دفع کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگهان چیزی درونش فرو ریخت.های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |

اين روزا خيلي قشنگه اين روزا رو يادت نره هاااا
امشب هرچي ميخواي از خدامون بخواه اخه امشب شب ليله الرغائب هست
يا همون شب آرزوها هرچي تو دلته بگو خيلي حال ميده امتحان كن
خدارو شكر ميكنم زنده ام و ميتونم از اين روزاي قشنگ و نوراني استفاده كنم
شكرت خدا كه زنده ام و يه كوچولو درك ميكنم تو رو و حرفاتو.اين روزا با همه دلتنگي ها
و دل نگراني هايي كه دارم اما خيلي آرومم خيلي آروم خيلي حس خوبي دارم
اين روزا روزايي هست كه من زياد نبودم باهاش .پارسال يه چيزايي بلد بودم اما
امسال خيلي فرق ميكنه امسال يه جورايي ديگه است يه حس ديگه دارم خيلي بزرگتر
و قشنگتر از سال گذشته است و اميدوارم بتونم هر روز بهتر بفهمم بهتر كه نميشم اما
حداقل بهتر بفهمم درك كنم و حس خوب داشته باشم...خداجونم شكرت كه زنده ام و
اين روزا رو ميبينم...شكرت...
نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |
طراحی شده توسط : پایگاه خبری-تحلیلی رئیس جمهور ما





























نوشته شده توسط :یک دوست جوان:: |